کد خبر: ۰۴۰۲۱۴5550

بومی گرایی

به قلم ـ استاد جعفر دیناروند

یکی از درخواست های رایج میان بعضی از مردم، توجه به نیروهای بومی است.این وضعیت، به صورت عمده، در مناطقی ‌وجود دارد که مشکلاتی مانند بیکاری و فقر، غالب بر جامعه است.

این گرایش، گرچه بیشتر جنبه توسعه نیافتگی دارد، متوجه نگاه های سیاسی است.از نظر تعریف:بومی‌گرایی (به انگلیسی: Nativism ) موضعی سیاسی است که خواستار وضعیت مطلوب‌تری برای ساکنان جاافتادهٔ یک ملت (شهروندان خودخوانده) در مقایسه با تازه‌ رسیده‌ها و مهاجران است.بنا بر گفتهٔ فتزر، مخالفت با مهاجرت در بسیاری از کشورها به خاطر حفظ هویت ملی، فرهنگی، و مذهبی رواج یافته‌است.

آنچه در این تعریف، خود را ‌واضح تر نشان می دهد، واژه مهاجران است.یعنی، کسانی که در اصل مربوط به سرزمین خودی نیستند و به دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی، کشور خود را ترک کرده اند تا در سرزمین جدید، وضعیت بهتری پیدا کنند.

بر این اساس، بومی گری،ایدئولوژی سیاسی است که منافع و رفاه ساکنان بومی یا باسابقه یک کشور معین را بر ساکنان مهاجران اولویت می دهد.

کسانی که این دیدگاه را دارا هستند، تمایل به رد یا اجتناب از اصطلاح بومی گرا دارند و در عوض خود را «وطن پرست»، «ناسیونالیست» یا «پوپولیست» معرفی می کنند. با این حال، بومی گرایی معادل میهن پرستی، ملی گرایی یا پوپولیسم نیست.در واقع، شباهت بیشتری با بیگانه هراسی و نژادپرستی دارد .

در کشورهای مدرن، مخالفت با مهاجرت اغلب به عنوان نگرانی برای حفظ هویت ملی، فرهنگی یا مذهبی و حفاظت از فرصت های اقتصادی برای شهروندان بومی بیان می شود.


بنابراین، بومی گرایی، تجسم مخالفت با مهاجرت است که تا حدی بر اساس فرسایش ادعایی هنجارهای فرهنگی تثبیت شده است.بومیان همچنین تمایل دارند که مهاجران را به عنوان قربانی مناسب برای مشکلاتی مانند جرم و جنایت، بیکاری، کمبود مسکن و استفاده بیش از حد از برنامه های رفاه اجتماعی و سایر خدمات عمومی مورد هدف قرار دهند.

یکی از توجیه‌های اولیه که بومی‌ها برای مخالفت با مهاجرت استفاده می‌کنند، این است که مهاجران مشاغلی را به عهده می‌گیرند که در غیر این صورت، برای شهروندان بومی، در دسترس خواهند بود و فرصت‌های شغلی کمتری برای دومی‌ها باقی می‌گذارد و نیروی کار مازادی ایجاد می‌کند که دستمزدها را کاهش می‌دهد.

بومی‌ها ممکن است استدلال کنند که مهاجران، مالیات کافی برای پوشش هزینه‌های خدماتی که استفاده می‌کنند پرداخت نمی‌کنند و بیش از حد به سیستم‌های رفاه اجتماعی وابسته هستند، حتی اگر اکثر اقتصاددانان بر اساس داده‌های فراوان موافق باشند که مهاجرت به طور مداوم یک مثبت خالص اقتصادی برای کشورهای توسعه‌یافته است.

علاوه بر نگرانی‌های مربوط به کار، بومی‌ها ممکن است ادعا کنند که مهاجران خود را در جوامع خویش منزوی و در برابر یادگیری زبان محلی مقاومت می‌کنند و در نتیجه موانع فرهنگی را تداوم می‌بخشند.

باید توجه داشت که به کارگیری واژه بومی گرایی به هر شکلی و در هر مکانی، صحیح نیست.این, تنها در کشورهایی قابل استفاده است که با سیل مهاجران روبروست.منشا و منبع این ایده نیز در غرب ایجاد شده است.

در کشور ما و در بعضی از مناطق، استفاده از واژه«بومی»، به خصوص در استان های محروم، رایج شده است.این البته با بومی گرایی متفاوت است زیرا عواملی مانند بیکاری و درآمدهای ناکافی، دلیل این بکارگیری است.

در این رابطه، موضوع خارجی ها مطرح نیست بلکه کسانی از سایر نقاط ایران، از امکانات و سرمایه های موجود،سود می برند در حالی که مشابه بومی آن ها، وجود دارند.

با این حال، اگر، بیکاری رفع شود و یا فقرزدایی صورت گیرد، موضوع بومی هم فراموش خواهد شد.این، باور کسانی است که محوریت بومی را مطرح می کنند.

در استان های این چنینی، حتی راه حل مشکلات را بر انتصاب مدیران بومی، متمرکز می کنند و به طور مثال، استاندار را این چنین می خواهند غافل از اینکه، رفع بیکاری و توسعه نیافتگی، به فرد مربوط نمی شود و عوامل متعددی در ثبات آن موثرند.

بومی خواهی که به نظر، عبارت مناسب تری است، به دنبال رفع مشکلات عمده اقتصادی است و در پی آن است تا با تحقق این خواسته،وضعیت مطلوبی ایجاد کند.اینکه، این آرزو برآورده می شود یا خیر؟به عملکردهای آتی مربوط می گردد.

اینکه آیا با انتصاب استاندار بومی در خوزستان،مسائلی مانند بیکاری جوانان و ریزگردها،امکانات رفاهی،ناترازی های انرژی، کمبود کادرپزشکی و متخصص، کمبود معلم ‌و فضای آموزشی، کاهش کیفیت یادگیری، دخالت نمایندگان در عزل و نصب ها،سم افزایی محصولات کشاورزی، قوم گرایی، درگیری های قبیله ای، رسوم های غلطی مانند تیراندازی،وجود انواع سلاح های جنگی به خصوص در میان روستاییان، بی توجهی به آثار تاریخی و امثال آن، حل خواهند شد؟

 تجارب گذشته نشان داده است که تمرکز بر بومی خواهی، راه حل، مسائل نیست.این مهم به خصوص در خوزستان، مورد آزمایش قرار گرفته و استانداران بومی، سال ها بر این مسند، تکیه زدند اما باز، بیکاری و فرار مغزها و نیز خروج جوانان این استان جهت یافتن شغل و در واقع، مهاجرت اجباری استمرار دارد.راستی، آیا استان های پذیرنده جوانان استان ما،باید بومی خواهی کنند؟

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی شوش نیوز می باشد. تهیه و طراحی : 0171 هاست