کد خبر: ۰۴۱۲۰۶5896

ما در بحران زندگی می کنیم اما بحران نیستیم

به قلم ـ  فائقه شیرک

در بحران‌های جمعی و فرسایشی ، مسئله اصلی شدت هیجان‌ها نیست، ناتوانی ما در فهم و هضم آن‌هاست. خشم، ترس، غم و ناامیدی نشانه ضعف یا بی‌ثباتی روانی نیستند؛ این هیجان‌ها واکنش طبیعی روان به فشار مزمن، ناامنی و بی‌ثباتی‌اند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که هیجان‌ها را یا سرکوب می‌کنیم یا بدون آگاهی و فهم، آن‌ها را روی اطرافیان و خانواده خالی می‌کنیم. رویکرد روانکاوانه یادآوری می‌کند که هر هیجان پیامی دارد و اگر شنیده نشود، به شکل فرسودگی، پرخاشگری، بی‌حسی یا قطع رابطه برمی‌گردد.


تاب‌آوری واقعی به معنای قوی‌بودن نمایشی یا مثبت‌اندیشی افراطی نیست؛ تاب‌آوری یعنی بتوانیم هیجان خود را ببینیم، اسم‌گذاری کنیم و به آن جهت بدهیم. وقتی به‌جای «حالم بده» می‌گوییم «عصبانی‌ام چون احساس بی‌عدالتی و ناتوانی دارم»، شدت هیجان کمتر می‌شود و کنترل ذهنی برمی‌گردد. مهم است یادمان باشد ما در بحران زندگی می‌کنیم اما خودِ بحران نیستیم؛ این فاصله‌گذاری ذهنی کمک می‌کند روان زیر فشار مداوم فرو نریزد. هیجان اگر بیان نشود، تخریب می‌کند؛ نوشتن، حرف زدن با یک فرد امن یا تخلیه بدنی ساده، بسیار سالم‌تر از خالی‌کردن خشم روی شریک عاطفی یا اعضای خانواده است.

در بحران‌های طولانی، نشانه‌هایی مثل زود از کوره در رفتن، بی‌حسی عاطفی، فرسودگی، یا احساس گناه بعد از پرخاشگری هشدارند، نه ضعف. مراقبت از سلامت روان در این شرایط انکار واقعیت نیست، بلکه راهی برای ماندن، سالم‌تر تصمیم گرفتن و آسیب کمتر زدن به روابط است. برای فهم هیجان‌ها، تنظیم رابطه‌ها و حفظ سلامت روان فردی و خانوادگی است.

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی شوش نیوز می باشد. تهیه و طراحی : 0171 هاست