به قلم ـ عباس کرم الهی
از روزی که خبرنگاری را شروع کردم از طرفی می دانستم حقوقی ندارد ـ از سوی عشق و علاقه بود و از جهتی مسیر پرخطر و پر حادثه بود .
با عشق و علافه و اینکه حقوقی ندارد نمی خواهم چیزی بگویم بلکه هدف گفتن خطر در این راه است ـ ابتدا همین به شهادت رسیسدن بیش از 300 خبرنگار در باریکه ی غزه است که به دست رژیم اشغالگر و کودک کش صهیونیست رخ داده است و در جنگ 12 روزه دو خبرنگار در ساختمان شیشه ایی به شهادت رسیدند و قطعا این دو نفر آخرین شهدای خبرنگار نیستند چون خبرنگار همیشه در مسیر حادثه است
اما از من خواسته اند که خاطره سال 1378 را برای مخاطبین شوش نیوز در آستانه ی روئز خبرنگار بازگو نمایم ـ جمعه 15 خردادماه 1378 دقیقا 26 سال و یک روز پیش زمانی حجت الاسلام ولی اله مهدوی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان شوش بود ؛ هفتمین دوره ی انتخابات هیئت مدیره و بازرسان انجمن روزنامه نگاران بود که در سالن واقع در اداره که این روزها پلاتور شهید مدافع حرم احمد حیاری است برگزارشد و قرار شد اگر بنده انتخابا شدم برای تهیه گزارش از مزارع نیشکر هفت تپه راهی شوم و با موتور از این مزارع گزارش تهیه کنم .برحسب دوره های پیشیت بالاترین رأی به من داده شد و بلافاصله چون همه ی نامزدهای انتخاب شده حضور داشتند در دفتر رئیس رأی گیری بین 7 نفر انجام شد و باز با 7 رأی به عنوان رئیس هیئت مدیره انتخاب شدمو فردای همانروز اعتبارنامه ها داده شد و منم به هفتپه رفتم که در برگشت یک خودرو از پشت سر ما را زد که بیهوش شده و به مدت ده دقیقه روی آسفالت کنار ریل راه آهن نزدیک حوض ملاس افتاده بودم که وقتی کارگران نیشکر هفت تپه در حال رفتن به خانه بودند مذا دیدند و یک دستگاه مینی بوس ایستاد که یکی ار سرنشینان مینی بوس غلامعلی حیدری پور مربی با غیرت استقلال شوشبود که ما را شناخت
در این لحظه به هوش آمده بودم و اگزوز موتور گوشت پای راستم تا تا استخوان سخته بود با فوریت های پزشکی تماس گرفته شد که مرا به بیمارستان شوش بردند اما شدت سوختگی و شکستگی به حدی بالا بود که مرا به بیمارستان گنجویان دزفول اعزام کردند و شورای پزشکی تشکیل دادند که شش پزشک متخصص دستور به قطع پا را صادر کردند به جز دکتر داود یزدی که گفت : «اگر صبورباشی من پایت را احیا می کنم » و همینطور هم شد 47 روز در بیمارستان بستری بودم و دیگر بدنم جایی لرای تزریق سرم نداشت ؛ارخیصم کردند و گفتند تا می توانید او را تغذیه کنید

کارکنان اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامب و چند نفر از هیئت مدیره انجمن روز نامه نگاران از جمله « حبیب علیمرادی ـ اقدس آل کثیر ـ خدیجه آل کثیر و مریم محمدی» به عیادتم آمدند که در همان روز استعفای خود را کتبا به حاج آقا مهدوی دادم و گفتم « درست نیست با این وضعیت این مسئولیت را بر عهده داشته باشم » حاج آقا ولی اله مهدوی استعفانه را به من برگرداند و گفت « سایه ی شما هم این انجمن را می چرخاند و نیازی به کنار رفتن نیست » اقدس آل کثیر هم که نایب رئیس بود در غیاب من تلفنی دستورات را انحام می داد وبر حسب اتفاق همان سال به عنوان « انجمن نمونه ی سال در استان توسط بسی خاسته انتخاب شدیم » این خاطره ایی بود از روز خبرنگار که دانسته باشیم خبرنگار همیشه در مسیر حادثه است .جا دارد به نوبه ی خود 17 مردادماه روز شهاد محمود صارمی و روز خبرنگار را به کلیه ی خبرنگاران شوش و استان خوزستان تبریک بگویم