خلاصه ای از داستان نمایش :
صدای فریادهای کمکخواهی فاطمه در یکی از شهرهای جنوبی خوزستان به گوش رسید. ؛ زنی فریاد میزد «کمک، کمک، دخترم پدرش را میخواهند ؛ بی قراری می کند به هر رهگذری که لباس نظامی بسیجی دارد سراغ پدرش را می گیرد ؛ مادر هر چه با دختر حرف می زند انگار قایده ایی ندارد می گوید دیشب خواب پدرم را دیدم گفت در شلمچه واست نشانه گذاشتم ؛ دقت کنی به راحتی پیدایم می کنی دخترم ؛ سکوتی آرام و ادامه می دهد را شلمچه را نشانم دهید تا او را نیابم آرام نمی گیرم ؛عکاسی و خبرنگاری حاضر می شوند که وی را همراهی کنند اما مادر بی تاب است و می گویید تا من نباشم محال است دخترم را به شما سپارم
نا اینکه به شلمچه می رسند و بقیه ی داستان ......
این بچه کوچکی از نمایش « گلی برای لیلا» آگرین سگوند دختری 8 ساله است که کاگردان برای کمیل بازیگران او را به تازگی دشت کرده است و خدا یاری کرد که « پروانه الیاسی » به عنوان فاطمه 1 زنی مقاوم و صبور و « پروانه مرادی » به عنوان فاطمه 2 زنی کم طاقت و عجول این نقش ها را برعهده بگیرند ـ از بین « ابوالفضل فریدی فر و عیسی بهرامی » یکی به عنوان خبرنگار و « سید رحیم مجتبایی » به عنوان عکاس در این نمایش ایفای نقش خواهند داشت .
و «کاظم شوهانی » که همیشه در هر نمایش یار و یاورمان بوده است به عنوان نقش قمر بنی هاشم(ع) و نقس عباس پدر لیلا که مفقودلاثردر شلمچه شده است ایفای نقش می کنند ضمن اینکه اگرین سگوند در نقش تعزیه نقشحضرت رقیه(س) را هم بازی می مند .

اکرم چگنی در این نمایش منشی صحنه ـ فاطمه اکبریمسئول روابط عمومی ـ مهدی کشاورز « طراح نور ـ نور پرداز و افکتور » ـ علی رضایی فرد به عنوان «مدیر تولید ومشاور هنری» این کار را همراهی می کند و زهرا حیدری نیا به عنوان « عکاس و فیلمبردار شب آخر» در نظر گرفته شده است . فاطمه مولایی به عنوان دستیار کارگردان» و « زینب مولایی» به عنوان مجری این نمایش در نظر گرفته شده که همه از اعضای هیئت مدیره یا هسته مرکزی گروه تئاتر اندیشه می باشند و چنانچه در بخش تعزیه به نیرو یا ابزار نیاز داشتیم از گروه صوت الغرب به مدیریت حاج ناجی عباسی نبار دست یاری دراز می کنیم . شعار همیشگی از یادمان فراموش نشود « با خدا باش خدا گره از کارهایت باز می کند
ضمنا کسی هم که قصد دارد به عنوان باتزیگر باشد « چه رن و چه مرد » می تواند به هنگام تمرینات به ما ملحق شده و تست بازیگری بدهند ..