به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
آموزش و پرورش، گرچه از دو واژه مجزا تشکیل شده است اما هرگز جدا از هم تصور نمی شوند.دو واژه تخصصی که هر یک، ویژگی های خاص و مفاهیمی معین دارند.آموزش، در روند خود نیز، متفاوت از پرورش است.
این بدان معناست، که در ابتدا، بپذیریم، آموزش آموزش است و پرورش، غیر آن تلقی می شود اما در ادامه نیز بدانیم که در روند انسان سازی، این دو چنان به هم پیوسته اند که گویی، یکی هستند.
آموزش، یاد دادن است لذا از نادانی به سمت دانایی، هدایتگر محسوب می شود.روندی خاص که دارای عناصر مهمی مانند یاددهنده و یادگیرنده است.همان مواردی که در کلام رایج، معلم و شاگرد نامیده می شوند.
از طرف دیگر، پرورش، ساختن است.بالندگی انسانی به سمت قله های انسانیت و تبدیل نمودن استعدادها به عمل است.تغییر، ابتدای آن، تحول، استمرار آن و تکامل، هدف غائی و توفیقی آن است.
پرورش نیز یک جریان است.همانند رودخانه ای است که گذر آب آن، توقفی ندارد.در درون این جریان و در حداقل شکل، دو عنصر، پرورش دهنده و متعالی، وجود دارند.دو کلمه ای که در بیان رایج، معلم و شاگرد نامیده می شوند.
معلم و شاگرد، گرچه از عناصر آشکار روند آموزش و پرورش، محسوب می شوند اما این، به معنای نبود عناصر دیگر نیست.والدین، جامعه، مدیران مدارس، همسالان، همسایگان و عواملی مانند رسانه ها نیز موثر در این مسیرند.
با اینکه می توان برای همه عناصر، تحلیل تربیتی ارائه داد و دانستنی های تخصصی را وارد نمود اما هیچیک به اندازه پردازش دو عنصر اصلی یعنی معلم و شاگرد، از اهمیت خاصی برخوردار نیستند.
با این حال، از میان این دو، انتظارها از معلم به قدری است که عناصر دیگر پنهان می مانند.این نگرش به میزانی، شدت دارد که شکست تربیتی در مدارس را به او نسبت می دهند.
پس، معلم در محوریت توجه قرار می گیرد و تمامیت مدارس را با او ارزیابی می کنند.نگرش هایی که گاه امیدوار کننده و زمانی یاس آور، محسوب می شوند.
ارزیابی های غیر تخصصی در مورد عملکرد مدارس را در دو قالب، توفیق و ناتوفیقی جای می دهند و جالب اینکه در موفقیت، عناصر دیگر را شریک می نمایند اما درعدم، معلم، تنها می ماند.این، از اشتباهات زیان آور ارزیابی هاست.

ما، چنین نگاهی را کنار می زنیم و به عنصر معلم، با تحلیلی تخصصی و تاکید بر تربیت، می نگریم.معلمی از نظر ما یک تخصص مخلوط با عشق و هنرمندی است.خصوصیاتی دارد که به آسانی شامل هر کسی نمی شود.
آنچه امروز به عنوان بهانه برای حمله به معلم ها، مطرح می شود، ناشی از ندانم کاری هایی است که طی زمان صورت گرفته است.
پایین بودن کیفیت یادگیری، مسلط نبودن به تدریس، عدم درک نیازهای شاگرد، ناتوانی در میزان سواددهی، ناآگاهی از قوانین روانشناسی، عدم شناخت فلسفه تربیت، بیگانگی با مطالعه، دوری از نظریه های تربیتی، عدم شناخت آموزش و پرورش تطبیقی و در نهایت، دارا بودن حداقل ویژگی در انجام وظیفه، از مهم ترین نکاتی است که دامن حمله شوندگان را می گیرد.
به راستی، چرا چنین وضعیتی در آموزش و پرورش، مستولی شده است؟ آیا حمله کنندگان، ناصوابند؟چرا راس هرم این وزارتخانه، در سکوت مطلق قرار دارد؟آیا بی دفاعی معلم قابل توجیه است؟حقیقت چیست؟
حقیقت در دو مطلب جداگانه اما همنام، نهفته است.موضوع اصلی، شایستگی و همنام ها، معلمان هستند.در واقع می توان دو نوع ورودی به هنر معلمی را پاسخگوی تهاجم ها دانست.اینکه هر کسی نمی تواند معلم به معنای حقیقی باشد، همین نکته است.
در اصل، ورودی ها به شکلی است که شیرازه کار را از هم گسیخته است.کسانی با عنوان معلم وارد نظام آموزشی کشور شدند که ویژگی های آن را نداشتند.این عده، گرچه معلم نامیده می شوند و در پایه های تحصیلی به ویژه ابتدایی، به کار مشغولند اما از عهده کار برنمی آیند.
در واقع، کسانی وارد نظام شدند که کمبود شدید، عامل جذب آن ها گردید.این وضعیت باعث شد تا از صلاحیت های حرفه ای غافل شوند و تنها، پر کردن کلاس های درس را مهم بدانند.
ما معتقدیم که تنها افرادی می توانند، معلم شوند که فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم یا همان دانشگاه فرهنگیان و نیز دانشکده های علوم تربیتی دانشگاه ها باشند.
جذب آموزشیاران نهضت یا مربیان کودکستان ها، نیروهای حق التدریس و سرباز معلم به دلیل نگرش حرفه ای، اشتباهی است که وضعیت را از تعادل خارج کرده است.کار آن ها،تدریس در مدارس ابتدایی نیست.آن ها به کار دیگری مشغول شوند.دلایل علمی در این رابطه، فراوان است.آموزشیاری که سابقه تدریس در کودکان شش ساله را ندارد و تجربه او با بزرگسالان و بازماندگان از تحصیل است، چگونه درکی از ویژگی دوران کودکی دارد؟
مربی کودکی که با سنین پایین در ارتباط بوده و در فضایی خاص، کسب تجربه کرده است، آیا دچار خلط وظیفه و در نتیجه ناکارآمدی نخواهد شد؟ ورود چنین افرادی با کدامین استدلال علمی، کسب مجوز نموده است؟آیا صرف کمبود معلم، قانع کننده است؟اصلا چرا کمبود؟مگر وزارتخانه برنامه ریز ندارد.