به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
تاخر فرهنگی، یا عقب ماندگی فرهنگی، واپس ماندگی فرهنگی یا دیرکرد فرهنگی، پدیده ای جامعه شناسی است و به پدیده هایی در جامعه گفته می شود که عناصر مادی و معنوی یک فرهنگ همزمان وارد جامعه نشده باشند. معمولا در این موارد عناصر مادی زودتر از عناصر معنوی وارد جامعه می شود.
در چنین وضعیتی،فناوری، فرهنگ و سبک زندگی می آورد، تجمل گرایی و اشرافی گرایی می آورد؛ در واقع خود این موضوع؛ بر اساس یک تئوری علمی دیگری متکی است و آن هم تئوری تکنوکرافی می باشد به این معنا که تغییر زندگی با تکنیک شروع شده و با رشد و توسعه تکنولوژی و فناوری؛ زندگی انسان دایما در حال تغییر و تحول است؛ به عنوان نمونه با اختراع یخچال، ماشین دودی، ضبط صوت و گرامافون زندگی مردم دچار تغییر و تحول شد.
با این حال، فرهنگ دو قسمت دارد، یک بخش فرهنگ مادی (لباس. یخچال. جارو برقی، خودرو بنز و...) بخش دیگر فرهنگ معنوی (ذهن انسان) است که نسبت به فرهنگ مادی اصیل تر می باشد. نکته قابل توجه اینجاست که فرهنگ استفاده از تکنولوژی و فناوری همیشه بعد از ورود آن به زندگی مردم صورت می گیرد به این معنا که ابتدا خود تکنولوژی (جارو برقی، یخچال و خودرو بنز) وارد زندگی می شود؛ سپس مردم فرهنگ استفاده از آن را به مرور یاد می گیرند. در واقع فرهنگ استفاده از تکنولوژی همیشه طول می کشد نه تنها در یک کشور که در کل جهان این چنین است اما چرا مردم کشورهای غربی تاخیر فرهنگی کمتری دارند یا به بیان دیگر در قوانین راهنمایی و رانندگی تخلف کمتری می کنند؟ چون آن ها زودتر با تکنولوژی و فناوری ( یخچال، ماشین و...) آشنا شدند و فرهنگ استفاده از آن را هم بهتراز کشورهای دیگر می دانند.

بنابراین درد کشورهای جهان سوم، تاخر فرهنگی است؛ در آپارتمان زندگی می کنیم ولی فرهنگ آپارتمان نشینی را نمی دانیم؛ وقتی هم اعتراض می کنیم؛ می گویند: «چهار دیواری اختیاری». ماشین بنز سوار می شویم ولی فرهنگ استفاده از آن را بلد نیستیم یا به راحتی زباله و پوست میوه خود را از ماشین به بیرون پرتاپ می کنیم و یا قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت نمی کنیم.
بنابراین هر کشوری که توسعه یافته تر است و زودتر وارد تکنولوژی شده،از تاخر فرهنگی کمتری برخوردار است. مثلا مردم تهران با توجه به اینکه زودتر به تکنولوژی دست یافتند نسبت به شهرستان ها تاخر فرهنگی کمتری دارد ضمن اینکه این رابطه به ترتیب در کشورهای توسعه یافته و جهان سوم هم حاکم است. اینکه سالانه صدها هزار نفر در جاده ها کشته یا زخمی می شوند به دلیل تاخر فرهنگی است. چرا مصرف برق ایران برابر است با چین یک میلیارد و چهار صد میلیون نفری ؛ چون فرهنگ استفاده از آن را نداریم. از طرفی، آموزش خود به خودی، یکی از راههای فرهنگ استفاده از تکنولوژی است وقتی کسی، به طور مثال، از شهرستان به تهران مهاجرت می کند و در آپارتمان ساکن می شود به مرور با فرهنگ آپارتمان نشیبنی آشنا می شود حالا یا با تذکر همسایگان یا با تغییر رفتار خویش، به واسطه مشاهده رفتار هم واحدی های خود. بنابراین فرهنگ آپارتمان نشینی مساله ای نیست که در یک یا چند روز قابل حل باشد و مردم آن را یاد بگیرند بلکه نیاز به زمان، تجربه و آموزش دارد.
از این مظر، نهادینه سازی فرهنگ آپارتمان نشینی یک پروسه طولانی مدت است. بنابراین تا این فرهنگ را مردم تجربه نکنند، راههای رعایت آن را متوجه نمی شوند. چرا که افرادی که در شهرستان زندگی می کنند قاتدتا نمی توانند مانند شهر نشینان تهران این فرهنگ را رعایت کنند لذا یا باید تجربه کنند یا آموزش ببینند یا منتظر بمانند تا یک مدت طولانی سپری شود و این فرهنگ در بینشان نهادین شود. پس، تغییرات در همه عناصر فرهنگی به یک اندازه انجام نمی گیرد و متفاوت است مثلا در شهرستان ها کمتر از تهران صورت می گیرد. بنابراین درد ما در همه عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تاخر فرهنگی است. از طرف دیگر، فرهنگ اساس توسعه است. مارکس وبر می گوید: آن چه موجب توسعه اروپا شد، تغییر ذهنیت بود. آن ها معتقد بودند با کار و کوشش و سرمایه گذاری دراین دنیا است که توسعه و پیشرفت می کنند؛ چرا که سرمایه داری و سرمایه اندوزی را یک عبادت تلقی می کردند.پس، ما نمی توانیم به گذشته برگردیم و جامعه ما گذشته را پشت سر گذاشته است.جوامع از مرحله سنت خواهی، سنت گرایی و سنت پرستی گذر کرده؛ بنابراین امروز جوانان بر خلاف ما خودمختار شدند، خرد گرا هستند ،خوب و بد را به خوبی از هم تشخیص می دهند و دنباله رو همسالان خود هستند. بر همین اساس به سختی حرف بزرگ تر ها را گوش می دهند؛ در نتیجه صحبت از فرهنگ اسلامی برای جوانان امروز کمی سخت و غیر قابل پذیرش است. ضمن اینکه فناوری و فضای مجازی همه چیز را در نوردیده است. وقتی در یک محیطی می نشینیم و می بینیم همه مردم و جوانان مشغول گوشی های خود هستند این ها چگونه می توانند فرهنگ اسلامی را یاد بگیرند آیا با این حجم ازمحتواهای مختلف در شبکه های اجتماعی، جایی برای فکر کردن در مورد سبک زندگی اسلامی یا شهر نشینی اسلامی باقی مانده است.
با این حال،، فرهنگ آپارتمان نشینی باید از مدارس و مهد کودک ها آغاز و در کتب درسی آموزش داده شود. از این طریق افراد در بزرگسالی می توانند این فرهنگ را در زندگی خود نهادینه کنند و به حقوق همسایه و همنوع خود احترام بگذارد. ضمن اینکه ازهمکاری نهادهایی مانند صدا و سیما، اصحاب رسانه و ساخت و تولید فیلم ها و سریال هایی با مضمون آپارتمان نشینی هم نباید غافل شد هر چند وضع قانون فرهنگ آپارتمان نشینی هم برای نهادینه سازی این امرمی تواند تاثیرگذار باشد.