به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
معنای لغوی:عمید آن را خوی ها، و جمع خلق می داند و معین برای آن، خلق و خوی ها و دهخدا، کهن شدن و کهنه شدن معنا نموده اند.
تعریف:اخلاق(morality) دارای دو تعریف است.
الف: اصول و مقیاس های مربوط به درستی و نادرستی کردار که از طرف جامعه پذیرفته شده اند.
ب: سلوک و رفتاری که بدون اجبار با آن اصول و مقیاس ها مطابق باشد.
توضیح:میان تربیت و اخلاق نوعی رابطه موضوعی وجود دارد.آدمی در هر دو مد نظر است و اهداف نیز، درستکاری و درست کرداری اوست.اینکه اخلاق تنها تلاش مورد نظر تربیت است را باید کنار گذاشت.تربیت دایره ای وسیع است که اخلاق بخشی از آن را تشکیل می دهد.
بنابراین، هر دو دارای ارتباطند اما هرگز به اندازه یکدیگر مورد تاکید قرار نمی گیرند.شاید بتوان اخلاق را نوعی وسیله در کنار تربیت دانست.آنچه از اخلاق برداشت می شود، سازگاری رفتاری است .این مورد برای تربیت قابل قبول است.

تفاوت در این رابطه مربوط به نوع سازگاری است.اگر اخلاق را تایید جامعه از رفتار بدانیم، تربیت هر نوع ارزشی را تقبل نمی کند.تربیت به دنبال تغییر درون جامعه است که از طریق تحول انسانی حاصل می شود.بنابراین ممکن است بعضی از رفتار های مورد تایید جامعه با آنچه تربیت به دنبال آن است، منافات داشته باشد.
تربیت، اخلاقی را مورد تایید قرار می دهد که یاور فرد در رشد و تعالی باشد.در بسیاری از جوامع امروز، اخلاق نوعی سد محسوب می شود.به طور مثال، در کشورهای در حال توسعه، پای بندی به رسوم های نا صحیح، باعث افت در تغییر می گردد.
فرمانبردای در جوامع خاص و گوش به فرمان بودن بدون پرسش،از دلایل و علت ها، برای آن جوامع، نوعی اخلاق نیکو و پسندیده اما برای تربیت دان نوعی افت و عقب ماندن است.باید اخلاق در جهت رشد ایجاد شود که اگر چنین شد آنگاه می توان آن را برای تربیت مهم دانست.
پس، تربیت به دنبال تغییر در درون جامعه است اما ماهیت اخلاق، نگه داشتن رسوم و روش های قدیمی است.این دو حالت برای پیشرفت آدمی، در گیر و دار با یکدیگرند.درست است که تغییر درون جامعه ای، در بسیاری از کشورها، علی رغم وجود اخلاق های خاص صورت گرفته اما همیشه با مشکل روبرو بوده است.
در هر صورت، باید اخلاق را در درون تربیت تعریف کرد.تربیت دان باید مواظب رفتارهای مانع ساز باشد.رفتارهایی که دارای پایه قوی و ریشه دار در سنت ها و ارزش های پذیرفته شده جامعه است.تاریخ تربیت نشان می دهد که کوشش های تربیتی، حتی در هنگام شروع کار، با موانع ارزشی و اخلاقی روبرو بوده است.
سنت هایی که متاسفانه به اندازه ای قوی و ریشه دارند که نمی توانند به آسانی، به وسیله تربیت دان، رفع شوند.اخلاق، رشد دهنده و یاور برای تربیت، امری آرزویی و آرمانی است.تربیت دان باید بکوشد تا ارزش هایی را به افراد معرفی نماید که دارای بار تغییری باشند.طبیعی است که این کار باید با ظرافت و دقت انجام گیرد.