به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
واژه «فرهنگ» به عنوان یکی از بنیان های اصلی قوام جوامع، در طول تاریخ بشر، مورد توجه متفکران و دانشمندان حوزه های مختلف علمی از جمله جامعه شناسی و تعلیم و تربیت بوده و هست.این مهم، به ویژه در رقابت های درونی و برونی جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است.
در این رابطه، ستیزه های مرتبط با آن، به خصوص نوع شدید یعنی«جنگ»، دارای عمق و پهنای وسیع تری است.این وسعت نه به دلیل مثبت گرایی که بر خلاف آن، در مطالعات خصم، تفسیر و در قالب های خاص خویش، جایگذاری می گردد. واژه هایی مانند«جنگ فرهنکی» و « فرهنگ جنگی» با توجه به زمینه ها و مقتضیات زمان، از سوی زورگویان و استبدادگرایان، مد نظر و به شکل های مرحله ای یا یکباره، به اجرا درمی آیند.اندیشه ای منفی که ریشه ای فسادگرایانه دارد.
در«جنگ فرهنگی» ، تهاجم بیرحمانه به مجموعه اعتقادات و باورهای مردمی، اساس حرکت را تشکیل می دهد که در مراحل اولیه آن«بی محتوا» جلوه دادن عناصر فرهنگی، آغازگر نابودی آن تصور می شود.این حرکت به خصوص به سمت فرهنگ هایی است که ریشه دارترند و برتری بیشتری نسبت به دشمن دارند.حرکت غرب و کوشش های آن به سوی ایران، از همین جنس است. قدرت فرهنگی ایران، در مقابل این تهاجم، به خصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلیل وجود دو «فرهنگ دینی» و « فرهنگ ملی»به مراتب بیشتر از حد تصوری بود که تحلیل گران غرب، بر آن متمرکز بودند. پس، هم عاشورا باقی ماند، هم اربعبن برگزار گردید، هم امامت و ولایت محترم شمرده شد و نیز عید نوروز متوقف نشد، سیزده بدر، اجرایی گشت و موزه های آثار باستانی مورد توجه قرار گرفت.غرب مبهوت گشت.

در «فرهنگ جنگی» که غرب بر آزمایش تهاجم های پنهان مانند تحریم ها، کوشش های انزواگرایانه، جنگ تحمیلی هشت ساله و در شکل جدید، جنگ دوازده روزه متمرکز گشت، رفتارهای ایرانیان را بر مبنای شورش های خیابانی، به نفع خود پیش بینی می کرد. فرهنگی که در سایه فشارهای جنگی، بمباران های مستمر، تبلیغات رسانه ای به رهبری ایران اینترنشنال و استفاده از پایگاه های همسایگان، پیش بینی می کرد، تهی سازی، عقب نشینی مردمی، یاس و ناامیدی و در نهایت، بازکردن مسیر ورود دشمن به مملکت بود.این، همان باوری بود که آغاز گر جنگ «تسلیم بی قید و شرط» نامید.
فرهنگ جنگی در این میان، مسیر عکس را طی کرد.شجاعت، جایگزین ترس شد.حضور در نقاط مختلف، جایگزین خلوت سازی گشت.اتحاد جای اختلاف سازی را گرفت.خلا شهادت امام، در سریع ترین زمان ممکن با انتخاب سلاله ای از جنس خویش صورت گرفت و این فرهنگ نیز غنای خود را به دشمن ثابت کرد. حال، این غرب مایوس و شکست خورده در دو «جنگ فرهنگی» و « فرهنگ جنگی» به دنبال نجات خویش از باتلاق خودساخته است. اما در این میان، یک سئوال اساسی باقی می ماند که غرب باید به آن پاسخ دهد و آن اینکه «کجای این کره زمین، این چنین وحدتی میان ملت و دولت وجود دارد؟»می دانید؟