به قلم ـ استاد جعفر دیناروند
در روابط اجتماعی میان انسان ها، واژه هایی به کار می روند تا از این طریق، توازن میان جامعه را ایجاد نمایند.این تعادلگرایی زمانی موفق عمل می کند که معنا و مفهوم کلمات به کار گرفته شده، معین و روشن باشند که در غیر این صورت، ضمن ایجاد انتظارهای کاذب، سبب تنش های روحی و گاه روانی میان افراد می گردد.
مطالبه و نیز درخواست از جمله واژه هایی هستند که نزدیکی معنایی ظریفی دارند اما هرگز یکی نیستند.به همین دلیل، هرگاه به جای هم به کار روند، سبب برداشت های غلط و گاه درگیرانه می گردند.عصبانیت، حداقل اثر این جا به جایی است.
«مطالبه» یعنی چیزی از کسی طلب کردن، خواستن، حق خود را خواستن و برابر پارسی، هم خواهی، دادخواست، است.
«درخواست»، خواستن، خواهش و مترادف با استدعا، التماس، تقاضا، تمنا، حاجت، خواست و نیاز است.
با توجه به این مفاهیم، در مطالبه، حق و حقوقی نهفته است و شخص یا اشخاص، آن حق را طلب می کنند.مانند اینکه مبلغی به عنوان قرض داده شده و فرد آن را می خواهد.
در درخواست، حقی نهفته نیست و شخص یا اشخاص به دنبال کسب آن حق نیستند.به طور مثال، استخدام در یک شرکت، حق نیست لذا درخواست محسوب می شود.
در مطالبه، حق در وهله اول گرفتنی است و طرف مقابل آن را پس می دهد اما در درخواست، حقی وجود ندارد که گرفتنی باشد و طرف مقابل هم موظف به پس دادنی نیست.

با توجه به این دو مفهوم، شوربختانه، بعضی از رسانه ها، هر نوشته ای را منعکس می کنند که بدین شکل، جلوه مطالبه گری داشته باشند.
اینکه گفته می شود استخدام در کارخانه های شوش حق جوانان بومی است، حرف منطقی نیست زیرا بسیاری از جوانان شوش در شهرهای دیگر، شاغل هستند.اگر این تبدیل به حق شود، اخراج آن ها هم حق می شود.
وام از بانک ها هم مطالبه نیست.این صرفا یک درخواست است که طی آن، بانک مختار است که بپذیرد یا رد کند.این مانند درخواست قرض از همسایه است که مثلا وسیله خود را بدهد یا ندهد.
به هر شکل باید پذیرفت که طی زندگی اجتماعی، انسان ها فقط مطالبه گر نیستند بلکه مورد مطالبه هم قرار می گیرند.
این رسم اشتباه که مردم مطالبه گر ارگان های دولتی هستند در حالی که خود معافند، مورد تایید نیست.اگر مردم پاکیزگی می خواهند و این حق آن هاست، شهرداری هم مطالبه گر عدم ریختن زباله در جوی هاست و این نیز حق است و بدین شکل......