02232026دوشنبه
Last updateسه شنبه, 03 نوامبر 4505 7pm
کد خبر: ۰۴۱۲۰۳5891

طراحی صحنه ـ فصل چهارم ـ ارکان طراحی صحنه

به قلم ـ عباس کرم الهی

آرایه‌گری ؛ یا طراحی صحنه در زبانزد و اصطلاح نمایشنامه ، فن آراستن و تزیین صحنه نمایش یا صحنه ی بازی در تئاتر است.  اگرچه در میان عامه به نادرست گاهی این واژه به جای دکور و به منظور بیان چگونگی چیدمان و آرایش وسایل در خانه به کار می‌رود.

هدف های رفتاری: در پایان این فصل از فراگیر انتظار می رود که:

1 ) ـ  ارکان طراحی صحنه را نام ببرد.

2 ) ـ  مفاهیم انواع خط در طراحی صحنه را توضیح دهد.

3 ) ـ  بعد در طراحی صحنه را توضیح دهد.

4 ) ـ  حرکت در طراحی صحنه را توضیح دهد.

5 ) ـ  انواع نور روی صحنه را توضیح دهد.

6 ) ـ  حالت های سه گانه نور روی صحنه را نام ببرد.

7 ) ـ  هر یک از حالت های نور روی صحنه را توضیح دهد.

8 ) ـ  رنگ در طراحی صحنه را توضیح دهد.

9 ) ـ  ته رنگ، ارزش رنگ و درخشندگی رنگ را توضیح دهد.

10 ) ـ  نقش و تأثیر نور بر اجسام رنگی روی صحنه را توضیح دهد.

11 ) ـ  تأثیر متقابل رنگ را توضیح دهد.

ارکان طراحی صحنه

طراحی صحنه برای نمایش ممکن است کاملاً از درون هنرمند نشأت بگیرد، بیا نگر احساسات درونی وی باشدو یا این که با الهام گرفتن از عنصر دیگری، تلفیق آن با خواست ها و دیدگاه های هنرمند به وجود آید یا این که بازسازی فضایی واقعی و موجود در طبیعت باشد. در هر صورت کلیه ی این طرح ها از عواملی تشکیل می شوند که طراح بایستی از آن ها مطلع باشد. معانی و کاربرد هر یک از آن ها را بداند. تا بتواند به بهترین وجه از خاصیت هر یک از آن ها استفاده کرده، فضای مورد نظر کارگردان و خودش را خلق و روی صحنه بیاورد. این عوامل که به ارکان طراحی صحنه معروفند عبارتند از: « خط، بعد، حرکت، نور، رنگ و بافت ».

1 ) ـ خط  :  هر حجمی که در اطراف ما مشاهده م یشود از تعدادی سطح تشکیل شده و هر سطح از تعدادی خط شکل گرفته است. « البته خود خط هم از تعدادی نقطه تشکیل شده است ». خط مهم ترین عامل در طراحی صحنه است چرا که شکل و حجم را می سازد  که با شکل ها و حالت های گوناگون در هر ترکیب هنری وجود دارد. خط مفاهیم بسیاری دارد. خط می تواند پیرامون اجسام را محدود کند. خط می تواند یک شکل دو بعدی بسازد یا به تنهایی جلوی چشم تماشاچی ظاهر شود. خط می تواند چشم را به طرفی متمایل سازد. خط به چند شکل مختلف روی صحنه یا در کادر تصویر رؤیت می شود.

الف ) ـ ( خط راست که خود چند حالت دارد:

1 ) ـ خط قائم « عمودی » : خط قائم نظر و دید را به طرف بالا هدایت می کند. نشان از استواری، استقامت، ایستادگی و نیرومندی دارد. خط قائم نشان دهنده ایستایی و تعادل است.

2 ) ـ خط افقی: نشان از سکون و آرامش دارد. فارغ از هیجان و آرام است « همانند کسی که در خواب است. »

3 ) ـ خط مورّب « کج »: نشان از  یثباتی داشته و نشانگر عدم استواری و عدم پایداری است. محرک است و متحرک، عصبی و مهیج به نظر م یرسد. خط مورب در واقع یک خط قائم است که تعادل و ایستایی و ثبات خود را از دست داده است و به عدم تعادل رسیده است.

چند خط راست که با زوایای تند به هم متصل شوند، خط شکسته یا خط دندانه دار را تشکیل می دهند. خط دندان هدار از تکرر  هماهنگ یا ناهماهنگ چند خط زاویه دار « مورب » که از هجوم، تهاجم، خشونت و عصبانیت نشان دارد ایجاد می شود. مثال اره نجاری ؛  بسیار خوبی برای خطوط شکسته است.

ب ) ـ  خط منحنی : این نوع خط ملایمت و انعطاف و نرمش را به بیننده القاء می کند.

پ ) ـ  خط مارپیچ : حرکت و تکاپو را به یاد می آورد. نشان دهندهٔ حرکت و عمق است. انرژی نهفته ای در خود دارد « مانند فنر » و گاه سردرگمی و کلافه شدن و گیج شدن را القاء می کند.


ت ) ـ  خط مواج: در واقع چند خط منحنی تکرار شده است. از نرمی و ملایمت و حرکت نشان دارد. در صحنه ی نمایش یا کادر تصویر، آرامش و سکون ایجاد شده توسط تعدادی خط افقی و یا ایستایی و مقاومت و تعادل القاء شده توسط تعدادی خطوط قائم به وسیله خط کج یا اریب از بین م یرود و حرکت و تحرک در صحنه پدید می آید. استفاده از انواع خط در هر طراحی به سلیقه و ذوق طراح و موضوع داستان بستگی دارد، با این همه کمتر اتفاق می افتد

که هنرمند فقط از یک نوع آن استفاده کند. معمولاً در ترکیب چند نوع خط است که یک طراحی صحنه ی جذاب و قابل توجه پدید می آید.

1 ) ـ خط عمودی: خطی است نیرومند و فعال، نمایشگر تعادل و ایستایی.

2 ) ـ خط افقی: خطی است آرام و بی هیجان « مثل انسانی که خفته است  ».

3 ) ـ  خط کج: عمودی است که تعادل خود را از دست داده « خطی است عصبی و مهیج ».

4 ) ـ   خط زاویه دار: خطی است که مسیر گردشش در زمان های مختلف تغییر کرده.

5 ) ـ  خط دندانه دار: از تکرار یکنواخت و یا ناهماهنگ خط زاوی هدار پدید می آید. نمایشگر خشونت و عصبانیت.

6 ) ـ خط منحنی: بخشی از یک دایره است. خطی است نرم، لغزنده، بدون خطر و آرامش.

7 ) ـ  خط مواج: خطی است که از تکرار نامنظم منحنی ها پدید می آید. امواج دریا، حرکت بدن مار.

8 ) ـ   خط مارپیچ: تکرار منحنی هایی است که گرد یک محور در گردش هستند.                               

1 ) ـ بعد :  بُعد، اندازه ی ر شکل است. بُعد نه تنها به اندازۀ یک شکل بلکه به ارتباط میان اندازه ی شکل با شکلی دیگر و همچنین فاصله ی  میان آن ها مرتبط است. باید توجه داشت ارتباط یک حجم کوچک با یک حجم بزرگ تر و یا ارتباط دو حجم کوچک یا دو حجم بزرگ با هم و رعایت فاصله های متناسب در مورد هر یک، در ارتباط نزدیک با رنگ، نور و بافت آن صحنه دارد. یعنی فواصل و تناسبات را می توان به وسیلهٔ رنگ، نور و بافت های گوناگون کم یا زیاد کرد. رعایت فواصل معین و متناسب چه با استفاده از بزرگی و کوچکی، دوری و نزدیکی و چه با استفاده از رنگ، نور و بافت و یا با استفاده از ترکیب آن ها موجب ایجاد هماهنگی می شود و حسّی از حرکت را به وجود می آورد که طراح صحنه می تواند از تأثیر آن بر بیننده کمال استفاده را ببرد.

2 ) ـ حرکت :  حرکت کنش یک شکل یا انرژی جنبشی یک ترکیب بندی است. حرکت همواره در طراحی صحنه وجود دارد. حرکت می تواند در یک طرح ثابت و ظاهراً بی حرکت نیز وجود داشته باشد. تکرار یک نقش یا یک شکل یا یک حجم، استفاده از رنگ های کنتراست و مکمل و ایجاد اختلاف سطح، بزرگ شدن تدریجی یک شکل، یا کوچک شدن تدریجی آن، تکرار یک نور در یک مسیر با شدت های مختلف، سایه روشن های رنگی و استفاده از بافت های ریز و درشت و غیره، احساسی از حرکت را روی صحنه ایجاد می کنند

3 ) ـ نور :  واضح است بدون وجود نور هیچ چیز قابل رؤیت نیست. در نمایش اولین وظیفه ی  نور نمایاندن و آشکار کردن اشکال و احجام روی صحنه است. اما این تنها یکی از کارکرد های نور در صحنه است. بدون وجود نور هیچ چیز قابل رؤیت نیست.

چهار نوع نور در روی صحنه تئاتر وجود دارد:

الف ) ـ  نور عمومی برای نشان دادن و روشن کردن کل صحنه و دکور...

ب ) ـ  نور حالت برای ایجاد تأثیرات حالات خاص.

پ ) ـ  نور تزیینی که جهت تزیین صحنه و دکور و وسایل صحنه به کار می رود.

ت ) ـ  نور موضعی که با هدف تأکید بر اشیاء یا اشخاص بر روی آن ها تابانده می شود.

نور دارای خصوصیت های فیزیکی است که آگاهی از آن ها می تواند طراح صحنه را در استفاده حداکثری از امکانات بالقوه نوری یاری دهد. نور در روی صحنه تئاتر سه حالت دارد:

الف ) ـ  شدت نور : نشان دهنده ی  حالت خاص نور واقعی است. مثلاً نور خورشید دارای شدتی است که نور یک پروژکتور در شب با آن متفاوت است. طراح نور باید با این شدت ها آشنا باشد.

ب ) ـ  رنگ نور :یکی از خواص نور توانایی آن در ایجاد حالت دراماتیک است و این امر با آشکار کردن رنگ و یا تغییر آن در صحنه به وجود می آید. نور رنگی م یتواند رنگ فضای صحنه را به کلی عوض کند و حالتی متفاوت با حالت اول ایجاد کند. تأثیر نور های رنگی بر رنگ های مختلف از مباحثی است که طراح باید به طور تخصصی از آن ها آگاهی داشته باشد. به عنوان مثال نور قرمز فضایی ترسناک و خشن را به وجود می آورد و نور سبز با توجه به فرهنگ ایرانی، اسلامی حالتی روحانی و آرامش بخش به صحنه می دهد. حال این نور ها روی چه جسمی و با چه رنگی بتابد تا همین معانی را داشته باشد، موضوعی بسیار تخصصی است که لازم است طراح با آن آشنا باشد.

4 ) ـ  پخش نور : مسیر تاباندن و زاویه تاباندن نور م یتواند به شکل مسطح، حجم دهد و بافت مخصوصی ایجاد کند و یا از نظر بصری در بافت تغییراتی ایجاد کند. « ارتفاع نور، شدت نور، تاریکی، سایه و زاویه تابش نور و رنگ » می تواند بر روی شکل و حجم تأثیر بگذارد. نور های مختلف و جهت تابش نور روی سطوح هم شکل و همسان از نظر شکل و جنسیت می تواند تأثیرات متفاوتی را القاء کند. تابش نور از پایین و جلو ، تابش نور از رو به رو جلو، تابش نور از بالا پشت ، تابش نور از دو طرف بالا، تابش نور از سمت راست بالا ، تابش نور از پهلوی راست یا چپ و تابش نور از بالا و طرفین چپ و راست جلو ، ایجاد حالات مختلف  می کند که طبعاً تأثیرات مختلفی را بر بیننده خواهد گذاشت. استفاده از نور به عنوان یکی از ارکان اصلی طراحی صحنه تئاتر و حتی استفاده از آن به عنوان کل طراحی صحنه، در طراحی صحنه مدرن و امروزی امری متداول است.

5 ) ـ  رنگ :  ضروری است که لزوم کاربرد رنگ در تئاتر و یا هر نمایش دیگری در رابطه با طراحی صحنه به دقت بررسی شود. و این بحث با این سؤال آغاز می شودکه اصولا،ً رنگ چیست؟

به عقیده برخی از روانشناسان، «رنگ همان نور است « و به گفته ی برخی از هنرمندان»، «رنگ عبارت است از نقاشی  ». این عده معتقدند نور فقط زمینه ی رؤیت رنگ را فراهم می سازد. برخی دیگر از روانشناسان اعتقاد دارند «رنگ در خود چشم جای دارد » و براساس این عقیده دو انسان متفاوت هرگز دارای یک دید یکسان از یک رنگ نیستند و عد های نیز قدرت تشخیص برخی از رنگ ها را ندارند و عد های حتی کور رنگی کامل داشته و جهان را فقط به صورت سیاه و سفید یا خاکستری م یبینند. گروه اخیر عقیده دارند «زمینه اساسی رنگ در مغز انسان است » و استناد آن ها این است که برخی از انسان ها با چشمان بسته رنگ را تجربه نموده و خواب های رنگی می بینند. البته تمامی این پدیده ها در جای خود قابل بحث است و شاید به نحوی بیانگر واقعیت رنگ باشند. ولی هنرمندان تئاتر معتقدند که رنگ به عنوان یکی از عوامل خلاقانه نمایش باید از واکنشی احساسی برخوردار باشد و این موضوع در واقع همان روانشناسی رنگ است. رنگ در طراحی صحنه یکی از عوامل مهم و اساسی است و می تواند در فرم و انتقال فضای نمایش و احساس موردنظر کارگردان، طراح صحنه و یا نویسنده تغییرات و دگرگونی های بسیاری به وجود آورد. به طورکلی دو عامل در روی صحنه تئاتر، رنگ را پدید می آورند. اول مواد رنگینه یا همان رنگی که در رنگ آمیزی تابلو ها و اشیاء از آن ها استفاده می شود. دوم منابع نوری روی صحنه. مسئله ی  مهمی که در طراحی صحنه در رابطه با رنگ مطرح م یشود تأثیر نور های مختلف بر رنگ های گوناگون است که بحث مفصلی را می طلبد و در این مختصر نم یگنجد، ولی باید توجه داشت رنگ استفاه شده روی صحنه زیر نور های صحنه از جهات مختلف قابل توجه و مطالعه می باشد: 1 ) ـ نه رنگ یا رنگ مایه یا فام 2 ) ـ ارزش رنگ، 3 ) ـ درخشندگی رنگ .

الف ) ـ  ته رنگ یا رنگ به معنی خاص: اشاره به رنگ واقعی و مشخصی است. شش ته رنگ مشخص و شناخته شده عبارتند از: «  زرد، قرمز، آبی، سبز، نارنجی و بنفش » ؛ که « سه رنگ نخست رنگ های اصلی یا اولیه » که از ترکیب هیچ رنگی به دست نمی آیند «  و سه رنگ بعدی رنگ های فرعی یا ثانویه » که از ترکیب سه رنگ اصلی به دست می آیند نامیده می شوند.

البته می توان ته رنگ ها را به دوازده رنگ افزایش داد. یعنی رنگ های ترکیبی بین رنگ های اصلی و فرعی را نیز جزو ته رنگ ها به شمار آورد. مانند « زرد نارنجی  قرمز نارنجی  قرمز بنفش  بنفش آبی  سبز آبی  زرد سبز  » باید توجه داشت رنگ های اصلی در بخش نور سبز، قرمز و آبی است .

ب ) ـ  ارزش رنگ: اشاره به تیرگی و روشنی است. به عبارت دیگر نزدیکی رنگ را به سفید یا به سیاه ارزش آن رنگ گویند. « سفید روشن ترین رنگ ها و سیاه تیره ترین آن هاست. » از اضافه کردن سیاه و سفید درجات مختلفی از خاکستری روشن تا خاکستری تیره به دست می آید.چنانچه به رنگ مشخصی مانند قرمز مقداری سفید یا سیاه اضافه گردد، بر حسب مقدار سفید یا سیاه اضافهشده، درجات مختلفی از ارزش های رنگی قرمز حاصل می شود. یعنی با اضافه کردن سفید، رنگ روشن تر می شود « ارزش رنگ بالا می رود( و برعکس با افزودن سیاه رنگ تیره تر می شود » ارزش رنگ پایین می آید.  تعیین میزان درجات از روشن تا تیره بسته بهتوانایی چشم در تشخیص این تفاوت هاست. این عمل می تواند تا جایی که دو رنگ مجاور قابل تشخیص از یکدیگر باشند ادامه داشتهباشد، ولی تجربه و آزمایش های انجام شده نشان داده استکه هفت درجه میان دو رنگ تعداد مناسبی است و برای اکثریت مردم قابلتشخیص می باشد.

برخی از رنگ های طیف خود به خود از نظر ارزش با هم متفاوتند. مثلاً در مورد زرد و بنفش، به خاطر این که بنفش تیره تر از زرد است خود به خود دارای ارزش کمتری است ولی برخی دیگر اختلاف کمتری نسبت به هم دارند. مانند قرمز پر رنگ و قرمز کم رنگ. بدیهی است این اختلاف اندک فقط در ارزش رنگی است و در سایر موارد و خواص رنگی اختلاف زیادی با هم دارند .

پ ) ـ  درخشندگی: درخشندگی یا شدت، مربوط به درجه خلوص رنگ است. به عبارت دیگر درجه ی خلوص یک رنگ را شدت یا درخشندگی رنگ م یگویند. خلوص رنگ با اضافه شدن هر رنگ دیگری دستخوش تغییر می شود خلوص هررنگ را م یتوان تغییر داد، بدون این که ارزش رنگ تغییرکند. به شرط آن که ارزش هر دو رنگ یکی باشد. مثلاً چنانچه به رنگ نارنجی مقداری رنگ آبی که دارای ارزش یکسانی باشند اضافه شود، خلوص رنگ به دست آمده تغییر م یکند. ولی ارزش رنگ هم ارزش خود تغییر نم یکند. خلوص تمام رنگ ها را می توان آن قدر کاهش داد که کاملاً خنثی شوند. یعنی اینکه به خاکستری نزدیک شوند. این عمل با اضافه کردن رنگ خاکستری و یا مکمل آن رنگ صورت می گیرد. ولی برای اینکه رنگ شفافیت و زنده بودن خود را حفظ کند و روی صحنه بی روح و مرده به نظر نیاید باید رنگ ها به وسیله مکمل خود خنثی شوند، نه خاکستری کنترل رنگ در یک مجموعه نمایشی تنها قسمتی از کل برنامه ی طراحی صحنه است و در واقع طرح رنگ برای هر نمایش،

جزیی از کل طراحی صحنه برای آن نمایش است. می توان رنگ سطوح روی صحنه را به وسیله نور های رنگی اصلاح کرد. استفاده از نور های مختلف رنگی جهت تغییر رنگ صحنه که شامل لته ها، لوازم و لباس و غیره است اهمیت زیادی دارد و بسیار معمول است . طراح صحنه نه تنها باید به رنگ تشکیل دهنده طرح از جمله لته، لوازم صحنه، لباس و غیره جهت هماهنگی با فضای نمایش توجه خاص داشته باشد، بلکه باید نوری که به آن ها می تابد را نیز بررسی و مطالعه کند. این عمل به خصوص هنگامی که صحنه به نور غیرمعمول نیاز دارد اهمیت ویژه ای پیدا می کند. مانند هنگامی که هدف ایجاد نور مهتاب، صحنه های رمانتیک و یا هنگام تاباندن نور های مانند قرمز که به منظور ایجاد اثری غیر معمول بر صحنه ها تابیده می شود. اصلاح رنگ در روی صحنه تئاتر به وسیله نور های رنگی نمونه ای از تلفیق دو واسطه رنگی یعنی ماده رنگ و نور است. طراحان صحنه باید همواره از چگونگی تأثیر متقابل نور بر یک ماده رنگی به خصوص آگاه باشند و باید همواره جهت خلق اثرات جدید، طبیعی و غیر طبیعی آمادگی داشته باشند.

تأثیر متقابل رنگ: چگونگی عکس العمل یک رنگ نسبت به رنگ مجاورش با رنگ زمینه اش را تأثیر متقابل رنگ می گویند. به هنگام مشاهده رنگ ها بعضی از عکس العمل ها کاملاً مشهود و آشکار است و برخی دیگر ظاهراً غیرمحسوس هستند. اطلاع از تأثیر متقابل رنگ ها بر هم یکی از نکات مهم و اساسی در استفاده از رنگ برای کلیه طراحان صحنه است. زیرا جدا از خلق و اختلاط رنگ ها، انتخاب طرح و تزئیناتی که او برای رنگ ها در نظر می گیرد، در تحریک احساس های مختلف و گوناگون در تماشاگران بسیار حائز اهمیت است. حتی یک رنگ خنثی می تواند تحت تأثیر رنگ محیط خود قرار گیرد و ظاهراً رنگ جدیدی را پذیرا شود « کنتراست همزمانی » و یا شدت رنگی تحت تأثیر رنگ زمینه کم یا زیاد شود .

ادراک حسی رنگ: تأثیر رنگ بر تماشاگر باعث ادراک حسی به خصوص و برانگیختن احساسات ویژ ه ای می گردد. طراح صحنه باید از دامنه ی این واکنش های احساسی از جانب تماشاگران که غالباً نیز ناخودآگاه است مطلع باشد و طرح های خود را طوری اجرا کند که با حالت و فضای خاص نمایش هماهنگ باشد. ولی باید توجه داشت که اثر روانی رنگ را نم یتوان به راحتی و ب هطور آزمایشگاهی اندازه گرفت. به همین جهت ملاک عمل واکنش یک شخص طبیعی و متعادل است، که باید امیدوار بود واکنش دیگران نیز به همان گونه باشد. هر چند که هیچ گاه واکنش ها دقیقاً عین هم خواهد بود. اغلب واکنش های احساسی افراد نسبت به رنگ ناشی از تجربه هایی است که آنان در طبیعت و تحت تأثیر شرایط نور طبیعی داشته اند. به عنوان مثال اکثر مردم از رنگ های تند و قوی که باعث تغییر رنگ پوست و رنگ غذا می شوند دوری م یکنند. هم چنین انسان ها تحت تأثیر قرن ها آداب و سنن اجتماعی، دینی، مذهبی و مانند آن هستند و این عوامل طی سالیان دراز در اعماق ناخودآگاه آن ها جای گرفته است. مانند واکنش انسان ها در مقابل نور های رنگی که علائم راهنمایی و رانندگی از آن جمله اند. با در نظر گرفتن تأثیر روانی رنگ ها در مغز، از آداب و سنن، رسوم و سمبل ها و مانند آن سعی می شود که احساس عمومی در مورد سه رنگ اولیه و سه رنگ ثانویه در طیف رنگ نور سفید بازگو شود:

زرد: تابنده، شعاع گستر، درخشان، « طلایی: مقدس و با شکوه » ، مظهر عقل، دانش و حقیقت است. زرد روشن نشان دهنده خیانت، بی اعتمادی، نادانی و دروغ است. رنگ طلایی سمبل نور خورشید، سلطنت گاه آخرت است.

نارنجی: سرور انگیز، خاکی، مادی، رنگ های روستایی، طبیعت در پاییز. نمایا نگر خورشید و نور است و دارای حد اعلای گرمی است. قرمز نارنجی نشان دهنده شرارت و شیطنت است و قرمز ارغوانی نشانگر پاکی و صفا.

قرمز: فعال، پرشور، شهوانی، مملو از گرمای درونی، آتشین، جدی و قوی. حرارتی ذاتی داشته و علامت جهانی متلاطم، جنگ، شیاطین و مبارزه و انقلاب است. قرمز سرخ یادآور خون، شهادت، جنگ و آتش است.

بنفش: سلطنتی، مذهبی، سایه ی ترس، هرج و مرج، حسادت، نمایشگر بی خبری، غفلت، بی اختیاری، سمبل هرج و مرج، مرگ و گاهی ستایش و عظمت است. بنفش آبی نشانه تنهایی و بنفش قرمز نشان خدایی و عالم روحانی است.

آبی: غیرفعال، خودداری کننده، عمیق، خنک، خالص، ته رنگ یخی، به معنی ایمان، فروتنی و افتادگی است و اشاره به فضای لایتناهی و روح است.

سبز: آرامش، رقت، دلسوزی، رحم، طبیعت در بهار و تابستان. رضایت سکون، امید و تداعی کننده رشد و نمو است. باید توجه داشت که واکنش احساسی نسبت به هر رنگ در مجاورت با رنگ های دیگر و رنگ زمینه تغییر می کند و تجربیات مربوط به ارتباط رنگ ها که شامل واکنش هایی روانی است، ممکن است موجبات توهم بصری را فراهم آورد. پدیدهٔ گول زدن چشم و مغز بیننده ی بکر از ابزار مهم تأثیرگذاری بر تماشاگران تئاتر می باشد.

رنگ های گرم و رنگ های سرد : مجموعه رنگ های طبیعت به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول رنگ های گرم و گروه دوم رنگ های سرد، نارنجی و رنگ های نزدیک و مجاور آن رنگ های گرم نامیده م یشود و یادآور التهاب و حرارت خورشید و آت شاند. آبی

و رنگ های مجاور آن رنگ های سرد و یادآور آسمان، دریا و یخ می باشند و احساس مطبوع، خنکی را با خود همراه دارند.

گرمی و سردی رنگ روی بوم نقاشی یا روی کاغذ یا روی صحنه تئاتر بستگی به رنگ مجاور آن رنگ دارد. به طور مثال رنگ سبز هرگاه کنار زرد قرارگیرد رنگی است سرد و هرگاه کنار آبی واقع شود رنگی است گرم. بنفش هر گاه با قرمز همسایه باشد سرد است و هرگاه در کنار آبی قرار گیرد رنگی گرم جلوه م یکند. رنگ زرد زینک در مجاورت رنگ زرد کادمیوم روشن رنگی سرد و در مجاورت رنگ بنفش رنگی گرم احساس می شود. آبی لاجوردی در کنار آبی سرولین سرد و در کنار آبی تالو رنگی گرم است. سفید تیتانیوم در مقایسه با سفید زینک یک رنگ گرم است. سیاه لمپ با سیاه ایوری رنگی سرد است. باید توجه داشت رنگ سفید و سیاه رنگ های خنثی کننده هستند و به هر رنگی که اضافه شوند، از گرمی آن رنگ کاسته می شود. در تمامی طول تاریخ، هنرمندان از خواص سردی و گرمی رنگ ها برای بیان احساسات و عواطف درونی خود استفاده های فراوانی کرد ه اند. چنانچه هنرمند بخواهد بیانی از التهاب، هیجان، خطر، حرکت و قدرت داشته باشد از رنگ های گرم و شکل های قاطع برای بیان منظور خود بهره می گیرد و چنانچه بخواهد اثرش رنگی از سکون، آرامش و تقدس داشته باشد از رنگ های سرد و ملایم و شکل های نرم و منحنی استفاده می کند. انتخاب رنگ به شخصیت هنرمندان و نیز موضوعی که مورد نظر است بستگی دارد و برای بیان هر اندیشه ای رنگ بخصوصی مناسب است. به طور مثال برای بیان یک موضوع آرام، نمی توان رنگ های محرک به کار برد و نیز برای بیان موضوعی محرک و پر هیجان نمی توان از رنگ های سرد و آرام استفاده کرد

6 ) ـ بافت : نوع بافت یا جنسیت اجسام بیان کننده حالتی خاص و کیفیتی مخصوص به خود است. چوب، فلز، پارچه، کاغذ، مشمع، نایلون، شیشه، پلکسی گلاس، سنگ، آجر، گچ، پلاستوفوم و غیره ممکن است از بسیار خشن تا بسیار صاف و صیقلی روی صحنه تئاتر وجودداشته باشد، که هر یک از نظر بصری اثر های مختلفی بر بیننده دارند. در مراحل ساخت دکور در طراحی صحنه، آخرین مرحله قبل از رنگ ایجاد بافت است و در واقع بافت یا جنسیت قسمت قابل رؤیت و قابل لمس یک شکل یا یک حجم توسط تماشاگر است.

جذب، انعکاس و یا خنثی کردن نور از اهداف مهم استفاده از نوع خاصی از یک بافت است. برای نشان دادن و القاء نوع خاصی از یک بافت به دو طریق می توان عمل کرد: اول این که از جنسیت واقعی استفاده کرد. به عنوان مثال: استفاده از آجر یا تخته و نشان دادن بافت مخصوص هر یک و یا این که ایجاد جنسیت مثل این که با استفاده از مصالح دیگر و رنگ به تماشاچی شکل آجر و تخته القاء شود. ایجاد جنسیت کاذب و القاء جنسیت واقعی به تماشاچی کاری ساده نیست و نیاز به تجربه و تبحر و دانش فراوان دارد. باید به این نکته توجه داشت که نورپردازی دقیق و متناسب روی بافت به تقویت و القای هر چه بیشتر و بهتر بافت اصلی به تماشاچی کمک شایانی می کند 

کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری و تحلیلی شوش نیوز می باشد. تهیه و طراحی : 0171 هاست